|
عاشق تنها عاشق شدن تنها با خوشی همراه نیست. عاشقی غم داره/تنهایی داره و..........
| ||
|
دلم خیلی خیلی شکسته بچه ها دیگه به آخر خط زندگی ام رسیده ام هوا سرد سرده درست مثل زندگیم بارون میزنه تو صورتم عاشق صدای بارونم چشمام رو میبندم و به خودم فکر میکنم: چقدر شکست خوردم چقدر پیر شدم به آخر قصه ای که می دونم پایانش چی میشه نزدیکم. بازنده بودن غمگینه اما اینکه هیچ وقت نفهمی همیشه بازنده بودی غمگین تر... چون واسه بعضی چیزا هیچ تعریفی پیدا نمیشه، هیچ جمله ای
روزي از روزها ، شبي از شب ها خواهم افتاد و خواهم مرد اما مي خواهم هر چه بيشتر بروم تا هرچه دورتر بيفتم تا هرچه ديرتر بيفتم ، هر چه ديرتر و دورتر بميرم ، نمي خواهم حتي يگ گام يا يك لحظه پيش از آنكه مي توانسته ام بروم و بمانم ، افتاده باشم و جان داده باشم [ چهارشنبه 20 اردیبهشت1391 ] [ 6:46 بعد از ظهر ] [ سمیرا ]
سلام دوستای خوبم من دوباره اومدم میخوام وبلاگم رو که مدتهاست مرده رو زنده کنم از همه ی کسانی که تو این مدت همراه من بودن و وبلاگ منو فراموش نکردم ممنونم دوستدار همه ی شما وبلاگ عاشق تنها
چه احساس قشنگيه .. وقتي وجود عزيزي رو كنارت حس كني دستاشو تو دستت بگيري باهاش قدم بزني صداش رو بشنوي بودنش رو در كنارت لمس كني چه احساس نازنين و شيرينيه ..... روبه رو با كسي كه دوسش داري بشيني چشاش رو نگاه كني .. تا عمق وجودت از يه گرماي عجيب آب بشه !! قلبت پر تپش بشه ... انگار داره از سينه كنده مي شه !! چه احساس عجيبيه ... وقتي بخواي با انگشتات صورتشو حس كني با موهاش بازي كني خداي من ... باور كردني نيست ... اوني كه مي خواي ... دوسش داري ... كنارت باشه ... باهات باشه ... هم راهت ... هم پات باشه ... باور كردني نيست ... نه ... باورم نمي شه تو كنارمي ... وجودتو حس مي كنم ... ولي باورم نمي شه !!!
موضوعات مرتبط: خاطرات نویسنده وبلاگ به گونه ای خاص [ چهارشنبه 5 بهمن1390 ] [ 11:23 بعد از ظهر ] [ سمیرا ]
از آن زمان که پا کشیده اى و رفته اى، دیگر در نى نى هیچ چشمى بیداد محبت راندیده ام . باور کن دیگر در آن سوى دل تنگى، دل گرمى و نوازشى را حس نکرده ام . - به خدا - دست هاى خالى ام بوى گریه گرفته اند! از آن زمان که رفته اى دلم به میهمانى شب رفته است و دیدگانم جویبارى شده اند از اشک هاى مکرر من! آه که نمى دانى دلم را با تمام غصه هایش کنار چشمه سار عطوفت و مهربانى ات جاگذاشته ام و از هر ستاره ى عاشقى سراغ تو و سایه ى سرخت را گرفته ام! تو گویى هزاران سال است که رفته اى و فاصله گرفته اى! ! از آن زمان که رفته اى، جاى خالى تو در کویر چشمان نگرانم خطى سرخ به یادگار گذاشته است . اى کاش مى شد در ازدحام ستاره ها شبى تو را بیایم! اى کاش مى شد زمزمه هاى شیرین کلامت را دوباره به گوش جان بشنوم . اى کاش ... از آن زمان که رفته اى خورشید نیز برایم جان داده است . باور کن روزى نیست در شاخه هاى خشک آرزوهایم جوانه اى هرچند رنجور سبز شود! تو گویى از زمانى که رفته اى پاییز جوان تر شده و بهار درمیان هق هق گریه هاى من به زردى مى رود! از زمانى که رفته اى بهار را در کوچه باغ خاطراتم به خاک سپرده ام! اى کاش آفتاب هم با تو خاموش مى شد و چشم هاى آبى آسمان دیگر نمى دیدند! از آن زمان که رفته اى دیگر در نى نى ....... . ! !؟
موضوعات مرتبط: درباره عشق [ چهارشنبه 28 اردیبهشت1390 ] [ 0:44 قبل از ظهر ] [ سمیرا ]
سال 1390 بر همه ی شما دوستای عزیزم مبارک امیدوارم امسال واسه همتون سال خوبی باشه برای من که از شروع سال دردسر بود و مشکل امیدوارم آخرش به خیر تمام بشه راستش بدترین اتفاق شکستن پای مامان عزیزم بود که باعث شد همه ی کارای عید و پذیرایی، مهمان داری بیفته رو دوش من، باور کنید بی نهایت خسته شدم. خیلی از دوستام همیشه بهم سر زدن و وقتی کامنتای قشنگتون رو دیدم فهمیدم که فراموش نشدم فردا مامان باید بره بیمارستان ببینیم پاش خوب شده یا نه؟ خدا کنه که خوب بشه دوستای عزیزم با چند جمله زیبا باهاتون خداحافظی میکنم اما تو یه فرصت مناسب حتما میام و جواب کامنت های همتون رو میدم قول میدم سلامت سعادت سیادت سُرور سَروری سبزی و سَرزندگی هفت سین سفره ی زندگیتان باد عید همتون مبارک
اگر تنها ترین تنها شوم باز هم خدا است او جانشین همه نداشتن هاست . (دکتر علی شریعتی) همه می خواهند بشریت را عوض کنند دریغا هیچ کس در این اندیشه نیست که خود را عوض کن. (تولستوی) در انزوا پاک ماندن نه سخت است و نه با ارزش. (دکتر علی شریعتی) یک زندگی مطالعه نشده ارزش زیستن ندارد. (سقراط) بکوش تا عظمت در نگاه تو باشد نه در آنچه که می نگری. (آندره ژید) هر انسان کتابی است چشم به راه خواننده اش. (دکتر علی شریعتی) سرمایه های هر دلی حرفهایی است که برای نگفتن دارد. (دکتر علی شریعتی) دو گوش داریم و یک زبان برای آن که بیشتر بشنویم وکمتر بگوئیم. (دیوژن) خدا عارف عاشق می خواهد نه مشتری بهشت . (دکتر علی شریعتی) آنقدر به تاریکی لعنت نفرستید ، یک شمع روشن کنید. (کنفسیوس) به گذشته خود نمی نگرم مگر آن که بخواهم از آن نتیجه ای بگیرم. (جواهر لعل نهرو)
ادامه مطلب [ یکشنبه 14 فروردین1390 ] [ 5:40 بعد از ظهر ] [ سمیرا ]
زندگي با همه وسعت خويش مسلک ساکت غم خوردن نيست حاصلش تن به قضا دادن و پژمردن نيست اضطراب وهوس وديدن و ناديدن نيست زندگي خوردن وخوابيدن نيست زندگي جنبش وجاري شدن است زندگي کوشش و راهي شدن است از تماشاگه آغاز حيات تا به جايي که خدا مي داند سلام دوستای عزیزم که دلم یه دنیا واسه همتون تنگ شده منو ببخشید اگه بهتون سر نزدم و جواب کامنت های زیباتون رو ندادم و لی باور کنید بی تقصیرم آخه خیلی گرفتارم مهمترین دلیلش اینه که دارم واسه کنکور ارشد حقوق جزاوجرم شناسی درس میخونم دوم اینکه بابام قلبشو عمل کرد و سوم هم اینکه الان فقط اومد بهتون اطلاع بدم که هم واسه بابام دعا کنید حالش خوب بشه و هم واسه خودم دعا کنید که کنکور قبول بشم خدایا کمکم کن دوستای خوب و عزیم همتون رو یه دنیا دوست دارم و همیشه به یادتونم راستی همیشه یادتون باشه که خدا: خدا قول نداده آسمون هميشه آبی باشه و باغ ها پوشيده از گل...قول نداده زندگی هميشه به كامت باشه ... خدا روزهای بی غصه و شادی های بدون غم و سلامت بدون درد رو هم قول نداده... خدا ساحل بی طوفان، آفتاب بی بارون و خنده های هميشگی رو قول نداده ... خدا قول نداده که تو رنج و وسوسه و اندوه رو تجربه نكنی ... خدا جاده های آسون و هموار، سفرهای بی معطلی رو قول نداده ... قول نداده کوه ها بدون صخره باشن و شيب نداشته باشن ... رود خونه ها گل آلود و عميق نباشن ... قول داده ؟ ولی خدا رسيدن يه روز خوب رو قول داده ... خدایا شکرت مواظب خوتون باشید دوستای گلم فراموشم نکنید من عید میام سراغ وبلاگم پس تا عید نوروز خدا نگهدارتون برام دعا کنید
[ شنبه 22 آبان1389 ] [ 9:7 بعد از ظهر ] [ سمیرا ]
|
||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||